مطلع شدم گزارش جهانی شاخص سرانه شادی در سال 2013 منتشر شده است، امّا تاکنون موفق به مطالعه آن نشده بودم. 

واقعيت اين است که خيلی هم به آن حسّاس نبودم چون جزء اولويتهای ذهنی ام نبود. امّا امروز عصر در جلسه بسیار خوبی که با استاد ارجمند جناب آقای دکتر محسن رنانی داشتیم و اتفاقا يکی از محورهای اصلی بحث هم توسعه بود. ايشان به درستی اشاره داشتند اين شاخص دقیقا يکی از شاخصهای توسعه همين«شادی ناخالص ملّی» است. 

گزارش جهانی شاخص سرانه شادی در سال 2013  گزارش بسیار تامل برانگيزی است. مطابق با پژوهشی که در اين گزارش معتبر انجام شده است رتبه ايران در ميان 156 کشور، 115 و بعد از کشورهایی مانند عراق، جیبوتی، بنگلادش، زیمباوه و .. است.

اما واقعا چه بذری برای اين موضوع کاشته بوده ايم که انتظاری بهتر از اين داشته باشيم. چه رويکردهای مناسبی داشته ايم که مردم کشور ما شادتر باشند؟ 

اين گزارش بر اساس پارامترهايي چون حمایت اجتماعی، آزادی در انتخاب روش زندگی، سخاوتمندی، برداشت افراد از فساد در جامعه، امید به زندگی، نرخ بيکاری و در نهايت تولید ناخالص ملی تهيه و محاسبه گردیده است. 


وضعيت سرمايه اجتماعی در میان ايرانیان در ناحيه هشدار نيز فراتر رفته است و شبیه وضعيت آلودگی هوای تهران شده است. 

امروز جایی خواندم که سرکار خانم دکتر ابتکار-که البته خدمت ایشان ارادت دارم- پيشنهاد کرده بودند کسانی که کودک خردسال دارند از تهران بروند.(لينک خبر)

به فرض محال هم که اينگونه شود، بدین ترتیب برای وضعيت سرمايه اجتماعی و شاخص سرانه شادی بايد از کشور هم رفت؟ 

شايد کمی خوشبینانه باشد، امّا اميدوارم هنوز خيلی دير نشده باشد تا بتوانيم وضعيت را بهتر کنيم. چه خوب است هر لحظه به خود يادآوری کنيم که هر کدام از ما فقط يکبار و به مدّت محدود زندگی می کنيم. 

بنابراين برای وضعيت زندگی اجتماعی مان کوتاهی نکنيم باور کنيم برای بهبود وضعيت جامعه همه ما مسئولیم.

به اميد شادی پايدار برای همه ايرانيان