
مايکل پورتر در سال 2008 در خصوص کشور ايران گزارشی منتشر
کرد که احتمالاً بسیاری آن را مطالعه کرده باشند. از آنجا که ظاهراً از آن سال تاکنون اتفاق مهّمی در خصوص نظرات
ايشان رخ نداده است. يادآوری آن را خالی از لطف نمی دانم. چالشهای کليدی در ايران
از نظر ايشان به شرح زیر است:
1-
استاندارد زندگی در ايران پايين است.
2-
بهره وری نيروی کار به دليل عدم وجود مهارت کافی پايين است.
3-
اقتصاد کلان فاقد ثبات است و اين موضوع را می توان در نرخ
سعودی تورم و تحميل هزینه های بالای اجتماعی ناشی از آن به خوبی مشاهده کرد
4-
عدم شفافيت منجر به فساد اقتصادی و در نتيجه کاهش شدید بهره
وری در ايران است.
5-
اکثر شرکتهای کلیدی دولتی هستند و خصوصی سازی به خوبی اجرا
نشده است.
6-
محيط کسب و کار در کشور دولتی است و بدین ترتیب از شرکتهای
خصوصی و کارآفرينان توان تصميم گيری صحيح سلب می شود.
7-
در کشور ايران زيرساختهای مناسبی و کارآمدی برای حمايت از
بهره وری وجود ندارد.
8-
شرايط بازار در کشور ايران انحصاری است و عدم وجود رقابت
بهره وری و نوآوری را کاهش می دهد.
9-
ايران نياز به سرمايه گذاری خارجی برای انتقال دانش فنی و
تکنولوژی دارد و هزينه بسیار زيادی برای انزوای سياسی خود پرداخت می کند.
10- در کشور ايران حمايت از SME ها بسیار اندک
است. در حالیکه اينگونه شرکتها می توانند موجب رشد و توسعه اقتصاد اين کشور شوند.
11- بدنه کارکنان دولت بسیار
فربه شده است و فاقد توان ارائه خدمات اجتماعی است.
آنچه اشاره شد، از زبان يکی از قوی ترين دانشمندان استراتژی
و مديريت جهان است.
چند نکته ای که در خصوص اين گزارش به ذهنم رسید:
-
با توجه به چالشهای محيطی که با آن مواجه هستيم، بايد به
جای افراد حاشیه پرداز، افرادی اهل اندیشه، برنامه ريزی و اجرا را در کنار هم جمع
کرد تا بتوان در کوتاه ترین زمان به نتیجه رسید.
-
چه خوب است به ورودی های اطلاعاتی شبیه به اين گزارش توجه
شود. شايد اينگونه ورودی ها به کيفيت تصميم گيری های کلان کمک کند.
-
بايد به مدیران يادآوری شود که کار آنها تنها امضا کردن و
جلسه رفتن نيست. يادمان باشد اثر تصمیم يک مدير روی يک جامعه باقی می ماند.
-
به نظرم هيچ وقت برای بهبود دیر نيست چرا که کشور ما هنوز
پشتوانه های محکمی برای اقتدار در حوزه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی دارد.