هرجا نتيجه فوق العاده ای در يک سازمان يا شرکت می بينيد و يا نتايج افتضاحی و غيرقابلی مشاهده می کنيد، رد پای شيوه مدیریت کارکنان ديده می شود.

تمام شرکتهایی که به سودآوری، بهره وری، نوآوری و توسعه بازار در فضای کسب و کار رسيده اند، محصول بذر صحيح مديريت منابع انسانی در سازمان را درو می کنند.

به همين ترتيب شرکتهای زيان ده، دارای شرايط رکود و ورشکستی نيز چنين هستند.

در يکی از پروژه هايي که اخيرا در يکی از شرکتهای بحران زده، برای عارضه يابی به اتمام رساندم، نتايج تکان دهنده از کارکنان حين مصاحبه ها و جمع آوری پرسشنامه ها بدست آمد.

در همان شرکت، کارکنان در پاسخ به اين سوال که «آيا برای حل سازمان از خود خلاقيت و نوآوری» بروز می دهيد، پاسخ داده بودند: «خلاقيت در شرکت يعنی مرگ سازمانی»، «نوآوری يعنی فردا زيرآبت خورده!» و ...

وقتی محيط کار تا اين حد مسموم و مديريت نشده ای باشد، چيزی جز توليد محصولات بسیار بی کيفيت، تعارض سازمانی بسیار بالا در ميان افراد و در نتيجه زيان دهی در سازمان پيش بينی نمی شود.

نمی توان سازمان و کارکنان آن را به حال خود را رها کرد و انتظار نتايجی عالی داشت.